خرید بک لینک
می نوشم از چشمان تو... جرعه به جرعه شعر نو این یه هفته اخیر متفاوت ترین هفته رو داشتم... اتفاقات عجیبی افتاد.... بهترین قسمتش این بود که کلا با حسین بودم... روزای خوبی بودن...اشنا شدن با یه گروه جدید... بیرون رفتنا... تولد ، آتیش درست کردن، موتورسواری با حسین ،(عاااالی بود) قبرستون رفتن و حسابی ترسیدن! خلاصه همه چی خوبه... البته اگه از میان ترم ها بگذریم... دیشب یه شب به یاد موندنی بود.. از لبو و باقالی خوردن گرفته تا شعر و شب زنده داری و آقا محسن و سیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد سلطانی تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 0:08

می نوشم از چشمان تو... جرعه به جرعه شعر نو   آره افسانه بود عاشق شدن  تو کتابا بود تو چشم هم گریستن  خواب بود باهم دست در دست هم رقصیدن  رویا بود با تو در یک شب بیدار موندن و صبح خوابیدن محال بود با تو سفر کردن خنده دار بود باتو خنده دار بودن دیوناگی بود با تو خودرا دیوانه تصور کردن جنون بود عاشق تو بودن  اما  اما  اما واقعی بود حس کردن حرارت لبهای تو روی لبانم.. آن غنچه ی سرخ آتشی باطعم شراب گیلاس باانبوه ترک هایی چون رود جهنمی داغ  بهشتی بود اصلا برای خادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد سلطانی تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 0:08

می نوشم از چشمان تو... جرعه به جرعه شعر نو حسین جونم دارم آخرین روزهای موندنم در اینجا رو سپری میکنم حتی فکر کردن به تابستون عذابم میده... به اینکه چجوری سه ماه رو بدون دیدن تو سر کنم.. دلم نمیخواد برم خونه واقعا عذابه برام دوس دارم تا ابد پیشت بمونم کنارت باشم حسین خیلی سخته برام کاش از این روزهای آخر نهایت استفاده رو ببریم کاش هی سردرد نگیری و عصبانی نباشی مرسی که هستی حسین این روزها تو برام مثل مرهم درد می مونی.. مثل یه پاترون  یه تکیه گاه محکم... خدا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد سلطانی تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 0:08

وااای که چقدر نمیتونم ببخشمت حسین....

وای که چقدر اذیتم کردی

چقدر حرفا بهم زدی که هنوز وقتی به یادشون میفتم دلم میلرزه..

مطمعن باش نمیبخشمت بعد از من دیگه روی خوش تو زندگیت نمیبینی...

میسپارمت به خدا و سرنوشت...

دلم میخواد خدا بهت ثابت کنه همه چیزو... من که نتونستم بهت ثابت کنم...

با تمام نامردی منو گذاشتی و رفتی...

خطتو عوض کردی

خدایا از این بنده ات نگذر... منم ازش نمیگذرم...............

برچسب: نویسنده: بهراد سلطانی تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 16:03

خیلی دلم میخواست بنویسم اما نمیدونستم کجا بنویسم که جز تو کسی دیگه حرفامو نخونه! چند مدتیه انگار میون ما شکراب شده و هیچکدوم دلیلشو نمیدونیم...هیچ دوس نداشتم ما یه روزی تا اینجا پیش بریم...  یکی میگه دعاخور شدیم... یکی میگه دیوونه شدیم... نمیدونم مشکل از کجاست نمیدونم تو چرا اینقدر تغییر کردی و مشکل بزرگتر اینکه نمیدونم چرا من تغییر نمیکنم نمیدونم این روزا که تصمیم گرفتی یه مدت منو تنها بذاری باید چیکار کنم اشکال نداره من آرومم... چون وجدانم آرومه   هرچی فکر میکنم میبینم خیلی احمقم... خیلی زیاد. تمام این چیزا بخاطر احمقی منه بخاطر یه چیز الکی تو تمام اعتمادتو نسبت به من از دست دادی در حالی که من خندم گرفته از همه چیز ببخشید ولی تو اینقدر چشماتو بستی که فکر میکنی همه مثل منن تو نمیدونی من چقدر تو رو دوس دارم و زندگیم تویی اینایی که دارم میگم حرف کلیشه ای و تقلید از دیگران نیست من دوستت دارم....  ولی عاشقت نیستم. فرقشو دقیقا نمیدونم. دوس داشتن خیلی برام بیشتر اهمیت داره چون میخوام باهات زندگی کنم... البته اگه هنوزم تو بخوای! من حالم خوبه یکم غمگینم اما خوبم این تویی که داری منو از دست میدی حسین پس مراقب باش چون خودتم میدونی هیچکس نیست که تو رو به اندازه من قبول داشته باشه! هیچکس .... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد سلطانی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 2:39

سلام حدیث خوشکلم.. حدیث زندگیم حدیث روزهای هفته حدیث کتاب های نخونده ام سلام.. امروز مادر تو بهترین هدیه رو به زمین دادو تورو به این دنیا آورد..البته بهترین هدیه رو هم به من داد .باتو چقد قشنگشد این دنیا باتو چقدخوشبخت میشه این دنیا..و با تو چقد خوشحالم و آرومم من.. عزیزم واست آرزوی خوشبختی رو میکنم..آرزو میکنم ۱۲۰ سال که نه دیگه ولی ۱۰۰ سالو عمر کنی از ته ته ته دلم آرزو میکنم.. چون دنیا حداقل به یکقرن وجود تونیاز داره... تولدت مبارک حدیث قلبم... دوست دارم.بووووس ادامه مطلب

برچسب: دنیا با تو قشنگه,دنیا با تو زیباست,دنیا با تو زیباتر است,جهان با تو زیباتر است,دنیای با تو بودن سامان,دنیای با تو بودن,دنیای با تو بودن اگرچه زندگیمه,دنیای با تو بودن,سامان,دانلود,دنیای با تو بودن از سامان,دنیای با تو بودن سعید, نویسنده: بهراد سلطانی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 10:28

سلام به اونایی ک مثل ما هیچ چیزی جز عشقشون براشون مهم نیس.. مثلا اینکه ارشاد بیاد بگیرشون وبهشون گیر بدن و... البته مدیونین اگه فک کنین ارشاد ب ما گیر داده هااا... هاا گفته باشم بگذریم ..از سفرزیارتیمون بگم واستون: ساعت ۷نیم شب بود ک من از خونه حرکت کردم به طرف شهری ک حدیث اونجا ترم تابستونشو داشت میگذروند۱ساعت بیشتر فاصله نداره تا خونمون..ولی من باید ۸ربع نهاینا اونجا می بودم آخه خوابگاه حدیث تا ۸بیشتر اجازه نمیداد واسه همینم حدیث باید ۸میومد بیرون و اگر اون موقع شب تنها منتظر میموند خطرناک بود واسه همین ماهم خو جو گیرو غیرتی ..پا رو تا آخرررر گذاشتیم ادامه مطلب

برچسب: زیارت عاشورا,زیارت عاشورا صوتی,زیارت آل یاسین,زیارت ناحیه مقدسه,زیارت امام رضا,زیارت اربعین,زیارت امام حسین,زیارت جامعه کبیره,زیارت امین الله,زیارت وارث, نویسنده: بهراد سلطانی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 10:27

برچسب: فال روزانه پنج شنبه, مهر, نویسنده: بهراد سلطانی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 10:27

گاهی وقتا حرف زدن با دیگران واسه آدم خیلی مشکل میشه...

مخصوصا وقتی اون شخص عزیزترینت باشه.

حسین نمیدونم چرا دلم گرفته....

کاش بر حسب اتفاق بیای وب رو بخونی و خودت آرومم کنی...

27 مهر 1394

حدیث....

برچسب: feeling blue,feeling blue word whizzle,feeling blue meaning,feeling blue definition,feeling blue quotes,feeling blue song,feeling blue lyrics,feeling blue meme,feeling blue synonym,feeling blue idiom, نویسنده: بهراد سلطانی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 10:27

حسین من تو خودت یه آرامشی که وقتی هستی درکنارت به هیچ چیزی نیاز ندارم....

ممنون که هستی عزیزم....

من بهت افتخار میکنم.... تو از همه لحاظ بهترینی .... خییییلی دوستت دارم حسین جونم

برچسب: love yourself,love yourself lyrics,love your melon,love you,love yourself chords,love your spouse challenge,love you meme,love yourself quotes,love you quotes,love your enemies, نویسنده: بهراد سلطانی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 10:27

حسین جونم

بیا ادامه مطلب...

رمزش اسم صمیمی ترین دوستته....(با لاتین تایپ کن)

برچسب: نویسنده: بهراد سلطانی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 10:27

دلم برای آغوشت تنگ شده...

دلم برای نوازش هات تنگ شده..

واسه عطر بدنت...

خوشحالم که قراره با کسی زندگی کنم که تفکراتموم به هم نزدیکه...

عزیزم من همیشه کنارتم... قول میدم هیچوقت در مقابلت نباشم....

مرسی که هستی..

بی صبرانه انتظار میکشم برای زندگی کردن با تو توی یه کلبه ای که هیچکسی بجز من و تو اونجا نیست...

دلم نمیخواد هیچکسی خلوت عاشقانه ی من و تو رو به هم بریزه...

هیچکس رو به خلوتمون راه نمیدم

ققط من

فقط تو

فقط ما

برچسب: مأمون وشركاه,مارب برس,ما هو يوم عرفة,مامون وشركاه الحلقة 1,ماري انطوانيت,مامون و شركاه,ماجد العنزي,ماجد المهندس,مايا دياب,ماهر زين, نویسنده: بهراد سلطانی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 10:27

صفحه بندی